Saturday, September 13, 2025

چگونه تنش‌زدایی بین ایران و اسرائیل ممکن است؟

دعوت از پژوهشگران برای ارائه ایده‌های تنش‌زدایی ایران و اسرائیل

🇮🇷🇮🇱


دکتر رامین پرهام
(نویسندهٔ مشروطه نوین)


چگونه تنش‌زدایی ایران و اسرائیل ممکن است!؟

نقش اندیشمندان و نخبه‌گان دو کشور در تنش‌زدایی

آیا با تعدیل تندروهای مذهبی ایران و اسرائیل تنش‌زدایی ممکن میشود؟

لینک ویدیو

پ ن:

آیا خصومت با اسرائیل به زیان تمدن ایران است؟

خسروپرویز ساسانی پس از شکست رومیان صلیب مقدس مسیحیان که به اعتقاد آن‌ها مسیح بر آن مصلوب شده بود را به ایران آورد. دو همسر خسرو شیرین و مریم/ماریا نیز مسیحی بودند. شاید روایت دعوت خسرو به اسلام هم خاطره‌ای از دعوت خسرو به مسیحیت باشد. خسرو نیز "خود را حامی دین مسیح معرفی کرد" (شروین وکیلی. تاریخ نهاد در عصر ساسانی ٨٢۵). برخلاف روایت احتمالا دروغ درباره‌ی رد اسلام از سوی خسرو، می‌توان گفت خسروپرویز بزرگترین شاه حامی مسیحیت در قلمرو ایرانشهر است و بنابراین خسروپرویز نخستین مسلمان ایرانی پیش از اسلام است!! در واقع خسرو می‌خواست تیسفون را پایتخت مسیحیت جهان کند، کاری که ٣۵٠ سال پیش از او شاپور اول و مانی می‌خواستند انجام دهند. ولی مانی از موبدان متعصب و خسرو از هراکلیوس شکست خورد و این طرح به تعویق افتاد تا خلافت سلسله‌ی اموی معاویه‌ که در سکه‌‌اش آتشدان و نیز چهرهٔ خسروپرویز را در کنار بسم‌الله نقش می‌‌کرد و نیز برآمدن سلسله‌های پادشاهی در ایران که اسلام و ایران را در هم آمیختند و خسروان مسلمان ایران شدند! آیا می‌توان گفت در ادامه‌ی طرح خسروپرویز برای پایتختی ادیان جهان و رهبری قلمرو ایرانشهر از کشمیر تا قدس است که جمهوری اسلامی خود را اُمّ‌القُرای جهان اسلام می‌خوانَد و رهبرش را رهبر مسلمین جهان!؟ 

با بررسی انتقادی نظریات اسلام‌شناسی بازنگرانه‌ی فلکر پوپ (در کتاب آغاز اسلام: از اوگاریت به سامره) و گروه اناره Inara، تضاد ذاتی اسلام و ایران، رد اسلام اولیه توسط خسروپرویز، و شکست ایران از اعراب یک جعل تاریخی است که توسط پان‌عرب‌ها، پان‌اسلامیست‌ها، پان‌ایرانیست‌ها و پان‌زرتشتی‌های قرون اولیه اسلامی با انگیزه‌های قومی و خاندانی و مذهبی ساخته و پرداخته شده و ایران‌شناسان را هم در این گرداب کشیده؛ وگرنه اگر اسلام و ایران تضاد ذاتی داشتند نخستین خلیفه‌ی اموی به خود اجازه نمی‌داد بر سکه‌اش نقش خسروپرویز را در کنار بسم‌الله نقش کند و به خط پهلوی ساسانی خود را "امیری وُریوشنیگان" یعنی "امیرالمؤمنین" و جانشین خسروپرویز در ایران و اَنیران ساسانی و رومی معرفی کند که یادآور عنوان "شاه ایران و انیران" در سکه‌ی شاپور اول پسر اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله‌ی ساسانی است. 




همان‌گونه که به غنیمت رفتن صلیب به ایران به امپراتور هراکلیوس فرصت داد تا خسرو را دجال و ضدمسیح بنامد، جهان رومی و مسیحی و عربی را علیه ایران متحد کرده، خسرو را شکست دهد و آتشکده‌ی شاه و نظامیان در آذربایجان را خاموش و ویران کند، آیا ایران با اسرائیل‌ستیزی در کنار غرب‌ستیزی و تقابل ناگزیر با غرب مسیحی و یهودیت و مسیحیت آخرالزمانی و جنگ‌طلب موجب اتحاد مسیحیان آخرالزمانی و عرب و یهود و صهیونی معاصر نشده که به تضعیف اقتصادی و بین‌المللی ایران منجر شده است!؟

با این حساب، پرسش حیاتی این‌ که:

به جای تقابل و جنگ‌های مستقیم اسرائیل و ایران که غایت‌اش ویرانی هر دو می‌تواند باشد آیا پتانسیل‌هایی وجود دارد که اندیشمندان و نخبه‌گان ایران و اسرائیل همزمان ضمن تعهد به ارزش‌ها و آرمان‌های دینی و تمدنی‌ و فرهنگی‌شان بتوانند فلک را سقف بشکافند و طرحی نو در اندازند؟ نقاط آغاز چنین جنبش فکری و فرهنگی و اجتماعی که باید به تحولات سیاسی بینجامد چیست و نظریه‌پردازان ایرانی و یهودی و غربی و شرقی آن کدامند؟ آیا این بهترین راه برون‌رفت از چرخه‌ی باطل تنش سیاسیون و کنشگران داخل ایران با اپوزیسیون و براندازان نیست؟ تنشی که ضد منافع ملی و ضد امنیت ملی ایران و ضد امنیت تمدنی ایرانشهر شده و به همکاری مخالفان حکومت با دشمنان ایران فضا داده است؟ آیا تنها با چنین ابتکاری نیست که ابتکار عمل و شیب حرکت momentum را از دست گرگان مزدور غرب و شرق و جریانات قومی و فرقه‌‌های مذهبی و سیاسی و امنیتی که در پوست اپوزیسیون برای فروپاشی و تجزيه‌ی ایران فعالیت می‌کنند می‌شود خارج کرد؟ سپس به جای این جریانات وابسته و جعلی، یک جنبش طبیعی organic، مردمی، نخبه‌، عملگرا و آینده‌‌ساز را طراحی و اجرا کرد؟

آرش فرهادی

لطفا نظرات و ایده‌های خود را با من در میان بگذارید:
ArashFarhadi9@gmail.com
T.me/Arash_Farrhadi

#تحلیل_خبر_شاهنشاهی_ایران 👑⚔️
T.me/PersianKingdomNews

Wednesday, August 28, 2024

نقشۀ ایران: گربه یا پلنگ!؟ - آرش فرهادی


بارها شنیده‌ایم که می‌گویند از نقشه‌ی ایران بزرگ هخامنشی فقط یک گربه باقی مانده‌ است. بعضی‌ها هم این واژه‌ی گربه را با لحن تحقیرآمیزی برای نقشه‌ی کنونی ایران به کار می‌برند. ولی آیا ایران گربه است یا پلنگی مترصد برای دویدن، پریدن، و شکار!؟ 

ظاهرا نخستین بار یک کشیش انگلیسی که برای تبلیغ مسیحیت به ایران آمده بود نقشه‌ی ایران را به گربه تشبیه کرد. نام او چارلز هاروی استایلمن بود و در سال ١٩٠٢ در کتاب خود با عنوان The Subjects of the Shah نقشه‌ی ایران را به شکل گربه‌ای نشسته روی بالش منتشر کرد و نوشت: "«گربه‌ی ایرانی که در اروپا به علت زیبایی خواهان فراوانی دارد٬ البته از ایران آمده است. ولی آیا شما توجه کرده اید که نقشه‌ی ایران خود شبیه گربه‌ای است که روی بالشی نشسته؟ پشت به افغان و هند و سرش به طرف روسیه است. بالش مذکور مانع از آن است که پنجه های گربه در آب خلیج فارس تر شود…».

از آنجا که نقشه‌ی ایران به صورتی که امروز در نقشه‌های جغرافیایی می‌بینیم در آخرین دهه‌ی سده‌ی نوزدهم به دست آمده٬ می‌توان گفت منشأ تشبیه نقشه‌ی ایران به گربه به احتمال قوی همین کتاب است." (مشرق نیوز. قدیمی‌ترین نقشه‌ی ایران به شکل گربه) 

پس از استایلمن تشبیه و ترسیم نقشه‌ی ایران به شکل گربه توسط روزنامه‌نگاران و کاریکاتوریست‌های خارجی و داخلی رواج یافت. آنان همچنین روسیه را به خرس، انگلیس را به روباه، چین را به خرس پاندا، و آمریکا را به عقاب تشبیه کرده و می کنند. به هر روی، ادامه ی این کار می تواند به سود نگاه استعماری و دستاویزی برای تحقیر ایران باشد.

در متون ایران باستان و شاهنامه، ایران هرگز به گربه تشبیه نشده و شاهان و پهلوانان ایران با گربه مقایسه نشده‌اند! البته پهلوانان ایران با پلنگ، ببر، پیل، اژدها، گرگ، شیر و... مقایسه شده‌اند. نخستین باری که نام پلنگ در شاهنامه می‌آید در داستان کیومرث است. کیومرث در متون پهلوی ساسانی نخستین انسان است و در شاهنامه نخستین شاه، و جامه‌ی او پلنگینه است. یعنی کیومرث یا پلنگی را شکار کرده و از پوست او جامه ساخته یا این‌که جامه‌ی پلنگینه‌اش را از پوست پلنگی مرده تهیه کرده است. با توجه به اینکه نخستین انسان‌ها شکارگر بوده‌اند احتمال این که پلنگی را شکار کرده باشد بیشتر است:

سر تخت و بخت‌اش برآمد به کوه 

پلنگینه پوشید خود با گروه 

دومین باری که نام پلنگ را در شاهنامه می‌بینیم در کین‌خواهی/خون‌خواهی سیامک پسر کیومرث است که به دست پسر اهریمن کشته شده است. هوشنگ پسر سیامک است که وقتی پهلوانی توانمند می‌شود، کیومرث لشکری از مردمان و جانوران برایش فراهم می‌آورَد تا به نبرد با پسر اهریمن رفته و کین پدرش سیامک را بگیرد:

پریّ و پلنگ انجمن کرد و شیر 

ز درنده‌گان گرگ و ببر ِ دلیر

سپس نخستین باری که یک شاه-پهلوان به پلنگ تشبیه می‌شود در داستان ضحاک است. این پهلوان کسی نیست جز فریدون که می‌آید و ضحاک را شکست می‌دهد. وقتی فربدون کودک است مادرش فرانَک نخست او را از پستان گاوی رنگارنگ و اسطوره‌ای شیر می‌دهد و پس از کشته شدن گاو به دست ضحاک، فرانَک با کودک‌اش می‌گریزد و فریدون را به یک مرد دینی در کوه البرز می‌سپارد تا او را آموزش دهد:

یکی مردِ دینی بر آن کوه بود

که از کار گیتی بی‌اندوه بود 

وقتی آموزش فریدون تمام می‌شود در سن شانزده ساله‌گی از کوه نزد مادر برمی‌گردد و از پیشینه‌ی خانوادگی و هویتی خود پرس‌وجو می‌کند، مادرش داستان کشته شدن پدرش در مبارزه با ضحاک و شیر خوردن او از پستان گاو رنگارنگ را برای او تعریف می‌کند:

ز پستان آن گاو طاووس‌رنگ

برافراختی چون دلاور-پلنگ

یعنی از پستان آن گاو که همچون طاووس رنگارنگ بود شیر خوردی و همچون یک پلنگ قد کشیدی و بزرگ شدی.

وقتی فریدون شاه می‌شود کنار تخت پادشاهی‌اش شیر و پلنگ و پیل جنگی نگهداری می‌کند که صحنه‌ی باشکوهی را ایجاد کرده و باعث تحسین و شگفتی پیک سَلم و تور می‌شود:

به درگاه شاه آفریدون رسید

برآورده‌ای دید سر ناپدید 

نشسته به در بر گرانمایه‌گان

به پرده درون جای پرمایه‌گان

به یک دست بر بسته شیر و پلنگ 

به دست دگر ژنده‌پیلان جنگ

ز چندان گرانمایه گُردِ دلیر

خروشی برآمد چو آوای شیر

جای دیگر، پس از قتل پسر فریدون، ایرج شاه ایران، که نام ایران از نام او ایر-ج/ایر-ان-ویج گرفته شده، منوچهر می‌آید که نوه‌ی ایرج است. فریدون به منوچهر که آمده تا کین‌خواهی/خون‌خواهی ایرج را انجام دهد تخت و گرز و خیمه‌های پلنگ می‌دهد که خیمه‌هایی با خال‌های پلنگ است:

سراپردهٔ دیبهٔ هفت‌رنگ

بدو اندرون خیمه‌های پلنگ

چه اسپان تازی به زرین ستام

چه شمشیر هندی به زرین نیام

چه از جوشن و ترگ و رومی زره

گشادند مر بندها را گره

کمانهای چاچی وتیر خدنگ

سپرهای چینی و ژوپین جنگ

جالب این‌که هر یک از این جنگ‌افزارها و ابزارها از بخش‌های مختلفی از شرق و غرب ایران و جهان تهیه شده‌اند. 

در دوران منوچهر زال زاده می‌شود که پدرش سام شک می‌کند فرزند خودش باشد و او را به پلنگ یا پری تشبیه می‌کند:

چه گویم که این بچه‌ی دیو کیست؟

پلنگِ دورنگ است یا خود، پری است! 

جالب این‌که وقتی سام به خاطر سپید بودن موی زال و تیره بودن چهره‌ی نوزادش زال او را به بیابان می‌اندازد تا جانوران او را بخورند فردوسی در ابراز ترحم نسبت به زال می‌نویسد:

پلنگ‌اش بُدی کاشکی مام و باب 

مگر سایه‌ای یافتی زآفتاب 

یعنی حتا اگر پدر و مادر زال پلنگ هم بودند زال اینگونه بی پناه در بیابان رها نمی شد! 

نمونه‌های دیگری داریم که شاهان و پهلوانان شاهنامه به پلنگ تشبیه شده‌اند.

. مهراب شاه کابل پدر رودابه:

همی مژده دادش که جنگی پلنگ 

ز گور ژیان کرده کوتاه چنگ..

پدر دل پر از خشم و سر پر ز جنگ

همی رفت غرّان به سان پلنگ 

. قارِن/کارِن پهلوان ایرانی از تبار کاوه‌ی آهنگر:

چو قارن شنود آنکه افراسیاب

گُسی(ل) کرد لشکر به هنگام خواب

شد از رشک، جوشان و دل کرد تنگ

بر ِ نوذر آمد به‌سان پلنگ

. سهراب: 

غمی بود رستم بیازید چنگ

گرفت آن بَر و یال ِ جنگی پلنگ 

. رستم (وقتی پیاده به جنگ اشکبوس می‌رود و اشکبوس می‌گوید چرا سواره نیامدی):

به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ 

سوار اندر آیند هر سه به جنگ؟ 

اصولا رستم پهلوانی است که پلنگینه‌پوش است، گویی پلنگی است که روی دو پا ایستاده و برای شکار دشمنان‌اش آماده و سراپا مسلح است:

یکی جامه دارد ز چرم پلنگ 

بپوشد بر و اندر آید به جنگ

جدا از پیوند پهلوانان با پلنگ در شاهنامه، یکی از معانی پارس هم پلنگ/یوزپلنگ/ببر است. 

Gamkrelidzeو Thomas V. & Ivanov, Vjačeslav V. Indo-European and the Indo-Europeans A Reconstruction and Historical Analysis of a Proto-Language and a Proto-Culture. Part I, The Text. P. 421.


می‌دانیم که پارس نام کشور ایران در زمان هخامنشی بوده که هنوز هم به صورت پرشیا Persia در غرب مورد استفاده است. 

نکته‌ی دیگری که قابل ذکر است این است که در اسطوره‌های باستانی هند و ایران و یونان هم پلنگ نمود ویژه‌ای دارد. برای نمونه، خدای هند و ایرانی به نام وَرونَه/وارونا، خدای آسمان، لقبی داشته با عنوان "پوست پلنگ بر دوش". شیوا، خدای چهار دست هندوان، هم پلنگینه‌پوش است و گاهی نیز جامه‌ای از پوست ببر دارد. پلنگ و ببر و شیر و گاو از وسایل نقلیه‌ی شیوا نیز بوده‌اند.


در بعضی نگاره‌ها از هند باستان گاهی پوست پلنگ را بر روی جانوری دیگر می‌بینیم. 


نگاره‌‌ای حدودا ۴۵٠٠ ساله هم از یکی از موبدان یا بزرگان پلنگینه‌پوش از سومر باستان، که ایران غربی و بخشی از حوزه‌ی تمدن ایرانی است، به دست آمده.

درخشانی، جهانشاه. دانشنامهٔ کاشان. ص ٧۵٢.

بر روی جام ۴١٠٠ ساله ی منسوب به گودِآ، شاه گوتی ایرانی تبار فرمانروا بر سومر، دو موجود اسطوره‌ای نقش شده‌اند که ترکیبی از اژدها و پلنگ و پرنده و انسان‌اند. 

بر روی سفالی حدودا ۶٨٠٠ ساله از قره‌تپه قمرود در استان قم، متعلق به ۳۸۰۰-۳۶۰۰ پ.م. هم نقشی از پلنگ یافت شده.


 در داستان هومر با عنوان جنگ تروا پاریس و منلائوس همچون کیومرث و رستم پلنگینه‌پوش هستند. همچنین خدای شراب و نوزایی در یونان باستان با نام دیونیزوس هم پلنگینه‌پوش و پلنگ سواربوده و معشوقه اش نیز پلنگ سوار بوده است.


در دوران پهلوی دوم نام های دو ناوشکن ایران ببر و پلنگ بوده اند. پلنگینه مورد استفاده‌ی گارد شاهنشاهی ایران هم بوده است.


چنان که دیدیم پیوند پلنگ با اسطوره‌های هند و ایران و یونان و شاهان و پهلوانان شاهنامه بسیار است. این پیوند در زبان‌شناسی هم دیده می‌شود چنان که یکی از معانی پارس پلنگ می باشد. در نهایت می‌توان گفت برای پاسداشت اسطوره‌ها و شکوه تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، و با توجه به پیشرفت‌های نظامی ایران، به جای مقایسه ی نقشه‌ی ایران با گربه، که نخستین بار توسط بیگانه‌گان انجام شده و می تواند به سود نگاه استعماری باشد، آیا بهتر نیست نقشه‌ی امروز ایران را با پلنگ یا یوزپلنگ مقایسه کنیم که مقایسه‌ای شایسته‌تر برای ایران باشد!؟ 

Tuesday, February 20, 2024

ناوالنی خائن به روسیه و مزدور غرب! - اسکات ریتر

ناوالنی=خائن به روسیه و مزدور غرب! 🔍 اسکات ریتر* 


اسکات ریتر

در مصاحبه با #آنیا_کی:

. ناوالنی یک خائن به روسیه است. 


. مک‌فارلین منو بلاک کرد وقتی پرسیدم آیا ناوالنی برای سیا CIA کار می‌کرده!؟

. غرب از طریق بورسیه دانشگاه نیروهای اپوزیسیون را برای کارهای امنیتی جذب می‌کند!

. برای غرب هیچ وقت مهم نبوده که روس‌ها بمیرند! به ویژه پس از فروپاشی شوروی. 

. ناوالنی نماینده غرب‌پرستی است. 

. ناوالنی سعی کرد نوعی پان‌روسیزم غربگرا را در روسیه گسترش دهد در عین پس زدن قفقاز و مسلمانان. البته اگر ناوالنی قدرت می‌گرفت اسلام‌ستیزی ناوالنی به زیان روسیه تمام می‌شد. 

. جرم ناوالنی فساد بود که واقعی بود نه جرم سیاسی. 

. می‌گفتند پوتین خطرناکترین سم دنیا رو علیه ناوالنی به کار برده! اگه اینطوریه پس چطور ناوالنی نمرده!؟

. ناوالنی برگشت تا دادگاهش تبدیل به هیاهویی سیاسی شود و غرب از آن استفاده سیاسی کند که موفق نشد! 

. خیلی از روسهای فراری از روسیه طرفداران ناوالنی‌اند! 

. آلمان بودجه ندارد. اوکراین ریزش نیروی نظامی دارد. روس‌ها داوطلب میشن چون میهن‌پرست‌اند. (برای همین روحیه میهن‌پرستی یک شاخص خطرناک است که سیا سعی می‌کند تضعیف کند از راه‌های گوناگون!)

. ظاهرا غرب جنگ جدیدی را کنار جنگ علیه تروریسم War On Terrorism آغاز کرده به نام جنگ علیه استبداد War On Autocracy. نمونه‌اش برنامه‌های دنباله‌دار تلویزیونی غرب درباره اتوکراسی! 

. روسیه را دارن تضعیف می‌کنن چون پتانسیل امپراتوری دارد! 

. آمریکا از هر پیمانی خوشش نمیاد خارج میشه ولی پیمان‌های دیگر که به سودش هست را علیه رقبایش استفاده می‌کند. 

. درباره سلاح روسیه در فضا حرف می‌زنن. ولی این آمریکا است که پیمان فضایی را شکسته نه روسیه. روسیه واکنش قبلا هم نشان داده علیه نظامی کردن فضا توسط آمریکا. 

. حمله مستقیم به روسیه یعنی دادن جواز به روسیه برای کشتن همه ما! 

. آمریکا به شدت وابسته به جنگ‌های ماهواره‌ای است ولی روسیه نیست. دوره سلطه‌ی جنگ‌های ماهواره‌ای دارد سپری می‌شود. 


لینک مصاحبه #اسکات_ریتر 

https://www.youtube.com/live/Ruv49PYBeds?si=5pWKRJxAU9hMIRpJ


*اسکات ریتر افسر بازنشسته اطلاعات و امنیت تفنگداران دریایی آمریکا و کارشناس ارشد بازرسی تسلیحات سازمان ملل که برایش مشکل ایجاد کردند چون افشاگری کرد که سیاستمداران آمریکایی داشتند درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق دروغ می‌گفتند برای توجیه حمله نظامی به عراق و سپس به افغانستان و ایران. 


کانال #آرش_فرهادی 

Https://t.me/ArashFarhadi1



Friday, February 9, 2024

مصاحبه تاکر کارلسون با پوتین 🔥 مترجم: آرش فرهادی


مصاحبه تاکر کارلسون با پوتین 🔥
مصاحبه قرن!

مترجم:
آرش فرهادی

لینک ترجمه در وبلاگ
https://oppositionology.blogspot.com/2024/02/blog-post.html

لینک ترجمه در تلگرام https://t.me/ArashFarhadi1/325

اين خلاصه‌ای از مصاحبه دو ساعته تاکر کارلسون با ولادیمیر پوتین است، ولی سعی شده مهم‌ترین بخش‌های مصاحبه و حدود ٧٠ درصد سخنان پوتین ترجمه شود. فقط در نیم ساعت نخست، پوتین توصیف تاریخی طولانی‌یی را بیان می‌کند درباره تاریخ روسیه و اوکراین طی ١٢ قرن اخیر که مترجم از ترجمه این جزئیات تاریخی چشم‌پوشی کرده، چون مخاطبان این اطلاعات را به راحتی روی اینترنت می‌توانند بیابند. چون بخش‌های گوناگون این مصاحبه به طور پراکنده و بعضا تحریف شده به زبان فارسی منتشر شده لازم دانستم به سرعت این ترجمه را در اختیار ‌فارسی‌زبانان ارجمند بگذارم. گاهی هم ترجمه مفهومی کرده‌ام تا از طولانی شدن کلام جلوگیری کرده و منظور گوینده را بهتر منتقل کنم. مطمئنا درباره این مصاحبه که در جاهایی به یک گفتگوی فلسفی هم نزدیک می‌شود در آینده بسیار خواهیم شنید.

تاکر کارلسون:
درود بر شما جناب آقای رئیس جمهور پوتین. اگر موافق باشید با این پرسش آغاز کنم که آیا دلیل حمله شما به اوکراین خطری بود که حس کردید آمریکا و ناتو از طریق اوکراین به روسیه حمله خواهند کرد؟

ولادیمیر پوتین:
قبل از پاسخ و برای این که بدانم چقدر عمیق و با جزئیات پاسخ دهم، ترجیح می‌دهید یک گفتگوی جدی و عمیق داشته باشیم یا یک برنامه/شوی تلویزیونی؟

کارلسون:
ترجیح می‌دهم یک مصاحبه جدی داشته باشیم.

پوتین:
بسیار خوب. پس بگذارید از وقایع و اسناد تاریخی آغاز کنیم. صدها سال پیش روسیه یک کشور بود، در حالی که اوکراین یک کشور مستقل نبود.. اوکراینی‌های قدیم با روس‌ها یگانه و متحد بودند.. در حالی که نظریه پردازان قرن ١٩ اوکراین بر روابط حسنه با روسیه تاکید داشتند ولی در قرن بیستم نظریه‌پردازان غربی و غربگرای اوکراین سعی کردند هویت اوکراینی را تغییر داده و آن را ضد روسی تعریف کنند. برای همین نازیسم را در اوکراین رواج دادند. تو گویی این نازی‌ها نبودند که روس و یهودی و لهستانی را قتل عام می‌کردند..
لنین در استقلال اوکراین نقش داشت ولی در آن زمان استقلال اوکراین نوعی تحقیر آنان و خارج کردن آنان از روسیه/اتحاد جماهیر شوروی تلقی می‌شد. دولت استالین هم نقش زیادی در ادامه استقلال اوکراین بازی کرد، دولتی که ما امروزه آن را رژیم استالین می‌نامیم..
نیمی از مردم اوکراین روسی می‌دانستند با روسیه پیوند داشتند ولی پس از گسترش نازیسم در اوکراین تحقیر، تضعیف یا حذف شدند.
سیا در اوکراین کودتا کرد و کودتاچیان مخالفان را به‌ شدت مورد آزار و اذیت قرار دادند. مسائل کریمه و دونباس هم مزید بر علت بودند و بیشتر هم شدند.
برای دهه‌ها دوستانه از اوکراین خواستیم چنین و چنان کند ولی گوش نکرد. اگر اوکراین اینطور لجباز، وابسته، و در حال توسعه طلبی مرزی و تسلیحاتی علیه روسیه نبود ما هیچگاه گزینه عملیات ویژه را انتخاب نمی‌کردیم.
من یک بار طرحی به غرب دادم برای ایجاد یک اتحاد امنیتی با غرب ضمن حفظ رقابت‌های اقتصادی و سیاسی‌مان، چون معتقدم خطرات امنیتی که روسیه و غرب را تهدید می‌کند خیلی از جاها مشترک‌اند. حتی در حمله نظامی آمریکا به عراق با آن‌ها همکاری کردیم. در مقابل چه دریافت کردیم؟
طی پنج موج، علیرغم توافقات پیشین، ناتو به سمت شرق توسعه یافت. در دوره‌ای ناتو سعی در فریب ما و جهان داشت و می‌گفت این تقویت سامانه آفند و پدافند موشکی ناتو علیه تهدیدات موشکی ایران است. ولی در آن زمان ایران موشک‌هایی نداشت که بتواند اروپا و آمریکا را تهدید کند و دلیلی هم برای این کار نداشت..
یک بار به کلینتون گفتم به نظرت امکان پیوستن روسیه به ناتو وجود دارد؟ اولش گفت ایده بسیار جالبی است ولی پس از مشورت با تیم‌اش گفت نه می‌گویند محال است!
زمانی هم ما از آمریکا خواستیم از اپوزیسیون روسی حمایت نکند تا روابط بهتری با غرب داشته باشیم. همچنین این مطلب را با وزرای خارجه آمریکا همچون رابرت گیتز و کاندولیزا رایس در میان گذاشته‌ام. ولی سازمان سیا به ما اعلام کرد ما با اپوزیسیون شما همکاری می‌کنیم و باور داریم این راه و رویکرد درست برای ما آمریکایی‌ها است. البته می‌دانم که سیا نیز شغل خود را انجام می‌دهد و دستور از بالا می‌گیرد. با این همه، مذاکراتی سری داشته‌ایم ولی بدون نتیجه..
از شعارهای زلنسکی پایان ‌دادن به تنش و جنگ در مرزهای شرقی با روسیه بود که عمل نکرد.

کارلسون:
برگردیم به اوکراین. اکنون چه چیزی مانع توقف جنگ است؟

پوتین:
نقشه‌های غرب و ناتو همراه با حماقت‌‌ها و وابستگی‌های کورکورانه اوکراین به آن‌ها. ناتو همواره در صدد چسباندن اوکراین به اتحادیه اروپا و ناتو است به هر قیمتی، از جیب مالیات‌دهندگان و با تلف کردن جان انسان‌ها!
درست است که آلمان و فرانسه دو سه بار نخست با چسباندن اوکراین به اتحادیه اروپا مخالفت کردند ولی در نهایت گفتند آمریکا زورمون کرد و موافقت کردند. گفتم مگر مهد کودک است؟ مگر شما اراده‌ای از خود ندارید و سر حرف خودتان هم نمی‌ایستید؟ آخرش به این نتیجه رسیدم بلوک غرب حتی صاحب درست و حسابی ندارد که بشود مستقیم با او صحبت کرد!
در ماه دوم عملیات اوکراین، یا به قول شما جنگ اوکراین، ما در استانبول مذاکره کردیم و به تفاهم‌نامه صلحی رسیدیم. ولی نخست وزیر انگلیس بوریس جانسون آمد و دوباره آتش جنگ را مشتعل کرد.
ما جنگ با اوکراین را آغاز نکردیم، بلکه ناتو و اوکراین علیه ما جنگ را آغاز کردند و ما اکنون برای پایان دادن به این جنگ می‌جنگیم.

کارلسون:
آیا هرگز به ناتو گفته‌اید اگر توسعه‌طلبی ناتو را متوقف نکند تنها راه باقیمانده برای شما عملیات نظامی علیه اوکراین خواهد بود؟

پوتین:
بله مسلم است، من همیشه این را به ناتو گفته‌ام.

کارلسون:
آیا به اهداف خود درباره اوکراین رسیده‌اید؟

پوتین:
خب به بعضی اهداف رسیده‌ایم ولی هنوز به هدف مهم‌مان یعنی نازی زدایی نرسیده‌ایم.

کارلسون:
چگونه می‌خواهید نازی زدایی کنید وقتی (هنوز) کنترل اوکراین را در دست ندارید؟

پوتین:
خب این از راه مذاکره و اعمال فشار میسر می‌شود، مانند مذاکره و تفاهم‌نامه با اوکراین در استانبول که با مداخله جانسون نخست وزیر انگلیس زلنسکی آن را در سطل آشغال انداخت.. ما حق اوکراین به عنوان یک ملت متفاوت و مستقل را به رسمیت می‌شناسیم ولی نه ساختن یک دولت-ملت بر اساس گرایشات نئونازییسم.

کارلسون:
آخرین بار کی با بایدن صحبت کردید؟

پوتین:
تاریخ دقیقش رو یادم نیست.

کارلسون:
تا جایی که یادم است از فوریه ٢٠٢٢ با بایدن که اسپانسر جنگ اوکراین است صحبت نکرده‌اید.. چرا زنگ نمی‌زنید با بایدن صحبت کنید برای راه‌حل جنگ اوکراین؟

پوتین:
زنگ بزنم درباره چی صحبت کنیم؟ بارها به آمریکا گفتیم برای حل مسئله فقط به اوکراین اسلحه ندین. گوش نمی‌کنند. دیگه چی کار کنم؟ زنگ بزنم التماس کنم!؟
رسانه‌‌ها از روسیه یک لولوی سر خرمن ساخته‌اند که تهدید اتمی هم هست، مانند زمان جنگ سرد. ولی متخصصان اصلی سیاست میدونن که این غلط است.

کارلسون:
آیا ممکنه زمانی ناگهان تصمیم بگیرید نیروهای‌تان را از اوکراین خارج کنید؟

پوتین:
فعلا که نه. هدف ناتو تضعیف روسیه و تحمیل تلفات تا حداکثر ممکن است البته از جیب مالیات دهندگان غربی.

کارلسون:
آیا نگران نیستید آمریکا مستقیم وارد جنگ اوکراین شود؟

پوتین:
چرا آمریکایی‌ها تصمیم بگیرند مستقیما در اوکراین بجنگند وقتی مزدوران‌شان دارند می‌جنگند؟.. غرب بالاخره انسانیت را به سمت جنگی نهایی یا آخرالزمانی می‌برد که پایان تاریخ و انسانیت خواهد بود.. ولی عقلانیت چی میگه؟ عقلانیت حکم می‌کنه راه حل منطقی برای مسئله اوکراین با توافقی ضمن حفظ منافع طرفین به دست آید.

کارلسون‌:
آیا فکر می‌کنید که غرب در جنگ پروپاگاندا علیه روسیه برنده شده؟

پوتین:
در جنگ پروپاگاندا شکست آمریکا غیرممکن است! اولاً که آمریکا صاحب بیشتر سهام شبکه‌های رسانه‌ای بزرگ اروپایی است.. و در پاسخ به این که چرا اروپایی‌ها اینطور رفتار می‌کنند (؟) چون که به جای منافع ملی خودشون، خود را در خدمت منافع جمعی تصمیم‌گیران غرب قرار داده‌اند، یعنی در خدمت سیستم اقتصادی، امنیتی، تسلیحاتی، و پروپاگاندای موجود که در برابر تغییرات جهان نوعی مقاومت زورگویانه را برگزیده. این دلیل اصلی پشت اعمال یا بی‌عملی‌های اروپایی‌هاست.
سر ماجرای نورد استریم لوله گاز آسیب دید و گازرسانی به آلمان دچار اختلال شد.

کارلسون:
آیا به سمت جهانی میریم که به دو نیمکره تقسیم می‌شه یه نیمکره صاحب انرژی و نیمکره دیگه که انرژی نداره؟

پوتین:
شاید اینطور به نظر برسد که نیمکره‌ای داریم که بیشتر انرژی داره و یه نیمکره دیگر که بیشتر خلاقیت و تکنولوژی و رسانه رو داره. ولی چرا به جهان به عنوان یک کل یکپارچه نگاه نمی‌کنیم؟ کلیتی که اجزای آن منافع امنیتی یکسان یا نزدیک به هم دارند و می‌تونن با هم کار کنند مثل یک بدن واحد. ولی این بدن جهان الان دچار یک بیماری مزمن و شدید است و خبرنگاری صادقانه مانند همین کاری که شما می‌کنید می‌تواند کمک زیادی به درمان این بیماری مزمن بکند..
مهم نیست چقدر دلار چاپ می‌کنید آنها به سرعت در سراسر جهان پخش می‌شوند. تورم در آمریکا ۳ یا ۳.۴ است.. بدهی ۳۳ تریلیون دلاری آمریکا چه چیزی به ما می‌گوید؟..
دلار اصلی‌ترین اهرم آمریکا برای فشار و کنترل بر جهان بود ولی یک ضربه بسیار محکم به این اهرم وارد شده. می‌توانم عبارت قوی‌تری را به کار ببرم اما خب درست نیست! حتی متحدین آمریکا هم دارند ذخیره‌های دلاری‌شان را کاهش می‌دهند. آمریکا با تحریم و مصادره اموال و توقیف دلارهای دیگران سعی در اعمال فشار دارد.. تا سال ۲۰۲۲ حدود ۸۰ درصد نقل و انتقالات پول خارجی روسیه به دلار یا یورو انجام می‌شد، ولی الان به ۱۳ درصد رسیده. این ما نبودیم که استفاده از دلار را ممنوع کردیم، این خود آمریکا بود که از مبادلات دلاری ما جلوگیری کرد. از نظر منافع ملی آمریکا این یک تصمیم احمقانه بود! همینطور ضربه به مالیات‌دهندگان و هژمونی آمریکا در جهان. در گذشته فقط ۳ درصد انتقالات پول ما به یوان بود، الان ۳۴ درصد است. اگر کسی بپرسد چرا آمریکا این کار را کرد حدس من این است که از روی غرور! این‌که فکر کرد با این کارش ما سقوط می‌کنیم و از هم فرو‌می‌پاشیم، ولی دیدیم که اینطوری نشد. الان بعضی کشورها از یوان برای مبادله نفت استفاده می‌کنند. آیا کسی در آمریکا متوجه این مطلب هست؟ آمریکا دارد خودش زیر پای خودش را خالی می‌کند. خیلی از کارشناسان هم همین را می‌گویند از هر متخصصی در آمریکا بپرسی درباره کاهش تدریجی ارزش و تاثیر دلار می‌تواند صحبت کند. آمریکا با دست خودش دارد دلار را از بین می‌برد.

کارلسون:
به نظر من ارزیابی درستی است. اما سوال این است، گام بعدی چیست؟ به کجا می‌رویم؟ آیا آمریکا در کمال آرامش از یک قدرت و هژمونی استعماری به سمت یک قدرت ملایم‌تر مهربان‌تر دارد تبدیل می‌شود!؟ با روش‌های آمریکایی، چین دارد قدرت مسلط بر آمریکا و جهان می‌شود که مشخصا برای حاکمیت و هژمونی آمریکا بد است!

کارلسون:
آیا خود شما به عنوان رئیس جمهور روسیه نگران چنین چیزی نیستید؟

پوتین (می‌خندد):
ما داستان این بوگی‌مَن‌ها و لولوها را قبلاً هم بارها شنیده‌ایم، خب داستان لولو هستند دیگه! چین همسایه ماست. تو همسایه‌ات را انتخاب نمی‌کنی همانطوری که نزدیکان خانوادگی‌ات را انتخاب نمی‌کنی. اولا ما با چین ۱۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک داریم. دوما ما با چین صدها سال تاریخ همزیستی داریم. سوماً سیاست خارجی چین حالت تهاجمی ندارد، برخلاف آمریکا. ایده اصلی چینی‌ها این است که همواره به سوی همزیستی و مشارکت پیش روند. همونطور که گفتم این داستان لولو است که بارها شنیده‌ایم ولی فقط اسم لولو به تازگی عوض شده! با این وجود می‌دانیم که بسیاری از کشورها در حال همکاری با چین هستند، حتی اروپا همکاری‌هایش با چین را بسیار افزایش داده، حتی بیشتر از همکاری چین با روسیه! از اروپایی‌ها بپرسید، آیا از چین می‌ترسند؟ اروپایی‌ها خواستار دسترسی بیشتر به بازار چین هستند، به ویژه الان که در بحران اقتصادی‌اند. چینی‌ها هم در حال کشف بازار اروپا هستند البته خب طبیعتا ترسی سیاسی در همکاری با چین وجود دارد. ولی آقای کارلسون، آیا شما آمریکایی‌ها خودتون رو محدود و محروم نمی‌کنید وقتی با چین ارتباطتان را کمتر و بدتر بکنید؟ آیا خودتان به خودتان آسیب نخواهید زد؟

کارلسون:
شما گفتید که جهان بهتری می‌داشتیم اگر دو قطب به شدت در رقابت و تنش با هم نداشتیم. یکی از دلایل اینکه یک چنین جهان متصل به همی را نداریم همین کابینه فعلی آمریکااست. فکر نمی‌کنید که اگر کابینه جدید و متفاوتی بیاید که رفتارش با روسیه (و چین) بهتر باشد جهان بهتری خواهیم داشت؟ یا این‌که وضعیت آنقدر بد است که تغییر رئیس جمهور حتی نمی‌تواند به حل این مسئله کمک کند؟

پوتین:
بگذارید اینطوری پاسخ بدم. روسیه و چین برنامه‌ریزی کردند که امسال ۲۰۰ تا ٢۴٠ بیلیون همکاری اقتصادی داشته باشند بیشتر در زمینه‌های فناوری برتر علمی High Tech، انرژی، تحقیق و توسعه. بریکس هم به سرعت در حال رشد است. اگر درست یادم باشد در سال ۱۹۹۲ سهم کشورهای جی ۷ از اقتصاد جهان ۴۷ درصد بود ولی در سال ۲۰۲۲ کمی بیش از ۳۰ درصد است. کشورهای بریکس سهمشان از اقتصاد جهان فقط ۱۳ درصد بود ولی الان سهمشان بیشتر از سهم کشورهای جی ۷ است. با توجه به وقایعی که در اوکراین رخ می‌دهد، همچنین جریانات و جهت های اجتناب‌ناپذیر و مختلف اقتصادی در جهان که بیان کردم مانند طلوع خورشید است که نمی‌توانید از آن جلوگیری کنید. این شمایید که باید خود را با طلوع خورشید هماهنگ کنید. ولی آمریکا چه کار می‌کند؟ می‌‌خواهد از این فرایند جلوگیری کند، با تحریم، فشار، سرکوب، تهدید، بمباران و حمله نظامی! ظاهراً مقامات سیاسی شما قادر به درک یا پذیرفتن تغییرات اجتناب‌ناپذیر جهانی نیستند. ولی آمریکا هم باید متوجه باشد که به هر اندازه از فشار و تهدید و زور استفاده کند کشورهای دیگر هم هوشیارانه متقابلا به آن پاسخ خواهند داد، و این یک حقیقت واضح است!..
شما پرسیدید که آیا یک رئیس جمهور دیگر با کابینه‌ای متفاوت می‌تواند تغییری ایجاد کند؟ خب یک فرد حتی با شخصیتی خاص بعید به نظر می‌رسد بتواند تغییر کلان ایجاد کند. ولی خوب مثلاً از روسای جمهور آمریکا، بین بوش و من ارتباطات انسانی خوبی برقرار بود. خلاصه بخوام بگم بوش بدتر از سیاستمداران دیگر اروپایی و آمریکایی نبود، اگرچه در رسانه‌ها بوش را همچون یک پسر روستایی جلوه می‌دادند. البته بوش هم اشتباهات زیادی درباره روسیه انجام داد. مثلاً در سال ۲۰۰۸ باز کردن درهای ناتو بر اوکراین یک خطای بزرگ بود و این بوش بود که بر کشورهای اروپایی فشار آورد برای باز کردن در ناتو بر روی اوکراین. به هر حال هم بوش هم ترامپ که من با آنها ارتباط نسبتا خوبی داشتم دقیقا می‌دانستند چه می‌کنند. یعنی شخصیت فردی یک رئیس جمهور و کابینه‌اش خیلی تاثیر کلان ندارد! بلکه این طرز تفکر اِلیت‌های جامعه هستند که تعیین کننده تصمیمات و تغییرات کلانند. تا زمانی که طرز تفکر آمریکایی‌ها این است که با فشار و تهدید و سرکوب و زور و حمله نظامی قادر به حل مسائل هستند هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد، بلکه روز به روز بدتر می‌شود. در مقابل، وقتی اِلیت‌های جامعه آمریکا به این نتیجه برسند که به صورت واقع‌گرا و عینیت‌گرا تغییرات جهانی را ببینند و به درستی درک کنند آنگاه تصمیمات و رفتارهای بهتری خواهند داشت در این حالت هست که آنها قادر خواهند بود با تغییرات جهان خود را هماهنگ کنند و از امتیازات، اهرم‌ها، و قدرت‌های واقعی و عینی خود در راستای منافع متقابل با دیگر ابرقدرت‌ها استفاده کنند..
یه نکته دیگه. چین اولین خریدار توازن قدرت در جهان است، بعد از آن آمریکا، هند، ژاپن و روسیه هستند.. روسیه اقتصاد اول در معامله با اروپا بوده. در سال گذشته علیرغم همه تحریمات و فشارها و محرومیت از سویفت، تحریم‌ها علیه کشتی‌های نفتکش، هواپیماها و تحریم همه چیز روسیه در همه جا، علیرغم بزرگترین تحریمات جهان علیه روسیه، اهرم‌های تحریم و فشار آمریکا بی‌فایده شده‌اند! اگر متخصصان ارشد کشوری آمریکا متوجه این مسائل بشوند آنگاه شخص اول مملکت در آمریکا قادر خواهد بود تصمیماتی بر اساس این درک درست بگیرد. تنها در صورت وقوع چنین درکی‌است که شاهد تغییرات کلان و سازنده‌ خواهیم بود.

کارلسون:
تفکیک جالبی قائل شدید بین رئیس جمهوری که برای رای و منفعت مردم ارزش قائل است و رئیس جمهوری که اینگونه نیست. شما بیشتر از هر رئیس جمهوری در آمریکا در قدرت بوده‌اید، طبق درک شما مراکز قدرت و تصمیم گیری‌های اصلی و کلان در آمریکا کجاها هستند و در دست چه کسانی‌اند؟

پوتین:
برای من سخت است که خیلی دقیق پاسخ دهم. چنان که همه می‌دانند محافظه‌کاران را داریم و دموکرات‌ها را با گرایش‌های مختلف‌شان. آیا ممکن است بتوانیم به یک نمودار دقیق از مراکز قدرت و تصمیم‌گیری در آمریکا دست یابیم زمانی که هر ایالتی برای خود قانونگذاری جداگانه دارد!؟ یا وقتی مثلاً اشخاصی را به دلایلی عجیب از کاندیدا شدن در انتخابات محروم می‌کنند! یا مثلاً این سیستم انتخابات دو مرحله‌ای که در آمریکا است و نتیجه نهایی انتخابات در کالج انتخاباتی Electoral College گرفته می‌شود برای خود من فهم و پذیرش‌اش بسیار سخت است! به زبان ساده می‌توان گفت قدرت نهایی در آمریکا از میان کشمکش محافظه‌کاران و دموکرات‌ها بیرون می‌آید که تاکنون به ضرر روسیه بوده است، به ویژه با سیاست زور و فشار و تهدید یا رویکردهایی همچون حمایت ناتو از فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه در قفقاز، یا احداث و تقویت سامانه پدافند موشکی ناتو که همه در راستای سیاست فشار و فشار و فشار است. کشاندن اوکراین به ناتو هم بخشی از همین نقشه فشار روی فشار روی فشار است! چرا؟ چون ظرفیت تولید و کشورهای جهان بیش از پیش شده و خواهان سهم بیشتری از کیک اقتصاد و قدرت جهانی‌اند.
به یاد آوریم مواجهه شدید غرب با اتحاد جماهیر شوروی و تشویق و تقویت بخش‌های اتحاد جماهیر شوروی برای جدایی از روسیه و پیوستن به یک اتحاد بزرگ علیه تهدید چین! این یک اشتباه بزرگ بر اساس این تصور بود که زور و فشار و تهدید علیه روسیه نتیجه بخش خواهد بود. اکنون لازم است که این تصور پوسیده زور و فشار را کنار نهاده، افرادی با ذهنیت‌های تازه و باطراوت و خلاق امور را به طور سازنده‌ای سازماندهی و مدیریت کنند. نگاه کنید اندونزی چگونه پیشرفت می‌کند. با ٢٧٣ میلیون جمعیت فعالی که دارند می‌توانند به قطبی در اقتصاد جهان تبدیل شوند، چه عده‌ای بخواهند چه نخواهند. البته اقتصاد آمریکا هم به طور نسبتا خوبی هنوز فعال است و جی دی پی آمریکا ٢.۵ درصد در حال رشد بوده. بنابراین ما اگر بخواهیم ضمانتی برای بقا و پیشرفت‌مان در آینده داشته باشیم کلید این ضمانت درک درست از این تغییرات جهانی‌ و پذیرش واقع‌بینانه آن‌ها است، صرف نظر از اینکه مثلاً غائله اوکراین چگونه ختم می‌شود! حتی متخصصان آمریکایی هم می‌گویند که آمریکا در فرایند تغییر موقعیت و رفتار خود در جهان است اگرچه به قیمت تاثیر کمتر در مناسبات بین‌المللی. و سوال اینجاست آیا مردم آمریکا می‌خواهند این تغییر را با درد و خسارات و تلفات بسیار تجربه کنند یا با طمأنینه و خردگرایی شایسته و چنین چیزی فقط توسط من به عنوان رئیس جمهور روسیه یا آمریکاستیزان بیان نمی‌شود، بلکه دلسوزان آمریکا نیز چنین می‌گویند. و چنین خرد گرایی‌یی حاصل نمی‌شود مگر آنکه تحلیل‌های واقع‌گرایانه جدی گرفته شوند و بر اساس تغییرات جهانی که عرض کردم تصمیمات درست و عقلانی اتخاذ شوند در سطح سیاستمداران ارشد ملی و بین‌المللی.

کارلسون:
آیا درست پیش از جنگ اوکراین دعوت آمریکا از اوکراین برای پیوستن به ناتو شما را مجبور به حمله به اوکراین کرد؟

پوتین:
مشکل اوکراین از مدت‌ها پیش وجود داشت. فعالیت‌های اخیر آمریکا برای چسباندن اوکراین به ناتو فقط نوک کوه یخ بود.

کارلسون:
آیا اوکراین استقلال تصمیم برای صلح با روسیه دارد؟

پوتین:
به زلنسکی گفتم پدرت علیه نازی ها جنگیده چرا تو آنها را حمایت میکنی؟ پاسخ منطقی یی نداد. متاسفانه زلنسکی حتی قانونی را گذرانده که حتی مذاکرات صلح با روسیه را ممنوع کرده!
جانسون الان کجاست؟ او در قدرت نیست ولی جنگی که نگذاشت تمام شود هنوز ادامه دارد.

کارلسون:
پیوندها و تفاوتهای دینی و فرهنگی با اوکراین چه نقشی در این میان دارد؟

پوتین:
ما همیشه آماده مذاکرات صلح هستیم فقط کافی است زلنسکی قانون منع مذاکره با روسیه را لغو کند و پای میز مذاکره بنشیند.
ارتدکسی دین ملی روسیه است ولی ما مذاهب دیگر هم داریم و برای ما محترمند. روس‌ها همواره مراقب رفتار خود با پیروان ادیان دیگر هستند. ما همه تابعین روسیه را عضو خانواده بزرگ روسیه می‌دانیم که البته هر یک خانواده‌های کوچک و بزرگ خود را هم دارند.

کارلسون:
مسیحیت به عنوان یک دین صلح شناخته شده و مسیح میگه اگه به یک طرف صورتت سیلی زدند طرف دیگر را پیش بیار. چگونه روسیه و اوکراین دو کشور غالبا مسیحی با هم در جنگ‌اند؟

پوتین:
خب وقتی یکی از این کشورهای مسیحی مثل اوکراین به نمایندگی از ناتو برای یک کور مسیحی دیگر تهدید ایجاد می‌کند دیگری چاره‌ای جز دفاع از خود ندارد..
جامعه غربی بیشتر درباره این دنیا و غنیمت شمردن دم و منفعت‌گرایی است ولی در روسیه توجه ما بیشتر به ابدیت و اخلاق است. جامعه غربی بیشتر از ما روس ها پراگماتیک و عمل‌گرا و منفعت گرا است.

کارلسون:
آیا معتقد به تاثیر خدا بر وقایع امروز جهان هستید؟

پوتین:
خب جهان از قوانین خود تبعیت می‌کند (که خب دین می‌گوید توسط خدا نهاده شده‌اند).. امپراتوری روم هم با رشد جمعیتی و اقتصادی و نظامی بربرها مواجه شد و کم کم قدرت را به آنها تحویل داد. شبیه به فرایندی که امروز آمریکا با آن مواجه است یعنی رشد و قدرت‌گیری کشورهای دیگر..

کارلسون:
شایعه شده ایلان ماسک مایکروچیپ در مغز بعضی از مردم آمریکا کار گذاشته و آنها را کنترل می‌کند. نظرتان چیست؟

پوتین (می‌خندد):
خب معروف است ایلان ماسک کاری را می‌کند که فکر می‌کند درست و بایسته است!.. درباره سرعت و شکل پیشرفت‌های تکنولوژیک از جمله هوش مصنوعی در نهایت جامعه جهانی تصمیم خواهد گرفت.

کارلسون:
ایوان گرشکوویچ که الان در زندان است. به عنوان نشانی از نجابت اخلاقی decency آیا حاضرید او را آزاد کنید؟

پوتین‌:
ما از این بخشش‌ها زیاد کرده‌ایم و دیگر منابع بخششمان تمام شده. گرشکوویچ فعالیت ضدروسی، خرابکاری و افشای اطلاعات محرمانه، انجام داده که غیرقابل چشم‌پوشی است. ولی خب اگر غرب هم حاضر باشد بخشش‌هایی متقابل انجام دهد ما هم پاسخ مثبت خواهیم داد. نمی‌دانم گرشکوویچ برای چه کسانی کار می‌کرد ولی خب او برای سازمان مخفی خدمات ویژه آمریکاUS Secret service agency کار می‌کرد. طبق گزارشی او حتی باعث کشته شدن زندانیان روسی توسط خودرو شده است. او فقط یک خبرنگار نیست، او خبرنگاری است که به طور سازماندهی شده اطلاعات محرمانه را فاش کرده است. با این همه اگر غرب هم حاضر به همکاری متقابل باشد ما هم حاضر به تجدید نظر هستیم. همه اینگونه اقدامات از کوچک تا بزرگ بستگی به درک، آمادگی و اراده غرب به گفتگو و همکاری متقابل دارد.

کارلسون:
چه کاری باید انجام شود برای پایان جنگ؟

پوتین:
غرب بیلیون‌ها دلار برای جنگ اوکراین خرج می‌کند از جیب مالیات‌دهندگان. هر گاه تصمیم به مذاکره گرفتند ما هم هستیم.. حتی اگر آمریکا یا انگلیس توصیه‌های غلط به اوکراین بدهند این اوکراین است که باید مقاومت کند و راه درست را برگزیند.. روسیه که عملا در تفاهم‌نامه استانبول به سمت صلح رفت و حتی داوطلبانه از کیف خارج شد. در برابرش اوکراین چه کرد؟ انداختن تفاهم‌نامه در سطل آشغال و مشتعل‌تر کردن آتش جنگ به تحریک جانسون نخست‌وزیر انگلیس!.. چاره کار بازگشتن به مرزها و اصول تاریخی مورد توافق میان روسیه و اوکراین است. ما همواره آماده مذاکره هستیم.

کاراسون:
آیا می‌توان گفت ناتو در هدف خود در برافروختن جنگ میان اوکراین و روسیه موفق بوده؟

پوتین‌:
خب ظاهرا به بعضی از اهداف خود رسیده‌اند. ولی شرایط همواره قابل تغییر و قابل بهبودی است. زمان لازم است برای خوب شدن زخم‌ها و شفای بیمار.. یه ماجرای عجیب بهت بگم، یه بار روس‌ها عده‌ای سرباز اوکراینی‌ را محاصره کردند و فریاد زدند دیگر شانسی ندارید پس تسلیم شوید. در مقابل سربازان اوکراینی به روسی سلیس فریاد زدند: "یک روس هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شود!" و همه‌شان کشته شدند. ولی ما معتقدیم با این که در میدان جنگ مانند دو دشمن با هم می‌جنگیم ولی روح ما و اوکراینی‌ها یکی است، در روح با هم یکی هستیم و در نهایت هم با هم یگانه خواهیم شد. روح متحد قابل تجزیه نیست! به نظرم همین برای پایان سخن مناسب است. موافقی؟

کارلسون:
بله عالی است. بسیار سپاسگزارم جناب آقای رئیس جمهور.

مترجم:
آرش فرهادی

تاریخ پخش مصاحبه به انگلیسی:
٨ فوریه ٢٠٢۴
https://www.youtube.com/watch?v=fOCWBhuDdDo

تاریخ ترجمه:
٩ فوریه ٢٠٢۴

#تاکر_کارلسون #ولادیمیر_پوتین

کانال تلگرام #آرش_فرهادی 👇
Https://t.me/ArashFarhadi1

Monday, January 8, 2024

درسهایی از جغرافی - رابرت دی کاپلان

 دکتر رابرت دی کاپلان

(استاد علوم سیاسی، امور بین الملل و مدیریت استراتژیک)

درس هایی از جغرافی (آتلانتیک: انتقام جغرافی: نقشه جغرافی درباره تنش های آینده به ما چه می گوید؟)

سخنرانی در کالج هیلزدیل، 9 سپتامبر 2013

رابرت دی کاپلان:

امروز درباره این موضوع صحبت خواهم کرد که محدودیت های توانایی انسان در دستیابی به اهداف و آرمان هایش چیست؟
اکثر مردم اکثر اوقات درباره اهداف و آرمان هایشان صحبت می کنند. ولی من امروز درباره 50 درصد دیگر صحبت می کنم: مرزها و محدودیت ها.
جغرافی چیزی است که ما را محدود می کند در سطح استراتژیک، نه فقط در سطح زیبایی شناسی.
انسان ها همچون برده های سرنوشتند، زندانیان جغرافیا، که برای رهایی از سرنوشت می جنگند.
بهار عربی درباره دموکراسی نبود درباره انفجار قدرت مرکزی بود.
چرا از تونس آغاز شد؟ تونس نزدیک‌ترین کشور خاورمیانه به اروپا بود.
تونس پیوند جغرافیایی تاریخی با اروپا دارد.
تونس محل تلاقی و ترکیب تمدن ها بود.
بخشی از جهان عرب بود که تا اندازه ای اروپاییزه شده بود.
از نظر تکنولوژی، نهادهای اجتماعی..
مناطق پیشرفته تر بین مدیترانه و گودال ditch بود.. بیرون از آن بی ثمر بود.
خارج از آن بیکاری و فقر و... افزایش می یابد.
یک کشاورز محصول خود را آتش زد.
درک جغرافیا لایه عمیق تری از درک را به ما می دهد.
در مصر.. ارتش تسلیم شد.
در تونس یکی از بحث های مرکزی این است که چه کسی حکومت می کند بر طبق چه ارزش هایی؟
لیبی یک حکومت نرمال و طبیعی نیست.
در شمال لیبی قبایل به سمت تونس گرایش دارند
شمال شرق.. بنغازی همیشه به سوی اسکندریه و نیل گرایش داشته.
در لیبی فقط یک حاکمیت قدرتمند زورگو می تواند نظم و کنترل ایجاد کند.
اطراف تونس، مصر تونس و مراکش همگی از سطوحی از دیکتاتوری برخوردارند، طیفی از دیکتاتوری زورگوی سفت و سخت تا دیکتاتوری مصلح یا لیبرال.
مناطقی همچون سوریه و عراق نیز همواره مستلزم و متحمل سطحی از دیکتاتوری بوده اند.
علویان در شمال غرب، کردها در شمال شرق، دروزی ها در جنوب و سنی ها..
حکومت طی 30 سال زیر سلطه حافظ اسد بود.
بعضی ساکنان را تحت سلطه نگه داشت ولی رشد اجتماعی نداد.
جنگ ایران و عراق. حکومت عراق بسیار زورگو بود.. در عراق کردها و سنی ها و قبایل شیعی داریم بنابراین فقط دیکتاتوری قدرت داشت تا آنها را کنار هم نگه دارد.
یمن.. شاه یمن 50 درصد یمن را زیر سلطه داشت.
پس جغرافی است که حکومت می کند و نوع حکومت را تحمیل می کند.
آمریکا آب بیشتری دارد نسبت به بیشتر نقاط جهان.
در روسیه رودخانه ها از شمال تا جنوب هستند.
در آمریکا.. میسوری.. کوهستان و... منابع طبیعی معادن و انرژی و آب و...
طبیعت و جغرافیا نگاه ما به زندگی و جهان و سیاست را تعیین یا تحمیل می کند.
آلمانی ها.. اروپایی های شمالی فکر می کنند جنوبی ها تنبل و بی عرضه اند.
امپراتوری شارلمانی قرن 9
چرا شارلمانی قوی بود؟ دسترسی به سیستم رودخانه.. خاک عمیق حاصلخیز.. دروازه ای به آتلانتیک و بالتیک.
در هلند جزایر و بندرهای طبیعی مهم اند.
غنای طبیعی و منابع طبیعی در شمال غرب اروپا بیشتر است و نیز تمرکز قدرت بیشتر در این منطقه.
بدترین جای اروپا جنوب شرقی ترین منطقه آن یعنی یونان فرزند دیکتاتوری‌های بیزانس و عثمانی به خاطر جغرافیای آن منطقه است.
تمام حکومت های این منطقه از بیزانس تا عثمانی و... مناطق جنوبی مدیترانه الگوهای اقتصادی خود را آفریدند که الگوهای حکومتی خاص خود را ساختند.
این یک تصور بسیار جاه طلبانه و غیرممکن است که بخواهیم تمام مردمان این مناطق را تحت یک جریان غالب قرار دهیم بدون اینکه همه اینها زیر سلطه یک سیستم/نظام سیاسی باشند برای تعدیلات اقتصادی مثلا زیر نظر یک بانک مرکزی در اروپا.
چنین وضعیتی با ناراحتی ها و ناآرامی های بسیار همراه خواهد بود حتی در مقایسه با دیکتاتوری های تاریخی این منطقه.
وقتی دیوار برلین فرو ریخت بر اساس جغرافیای سرزمین ها به راحتی می شد تقسیمات آینده کشورها طی 20 سال آینده شان را پیش بینی کرد.
لهستان بیشترین رشد و توسعه را می توانست داشته باشد به خاطر میراث روسیه/شوروی.
چکسلواکی دومین رتبه به خاطر سنت های اجتماعی و سیاسی آن است.
در بالکان الگوهای موفقیت اقتصادی کمتر داشتیم که تا قرن 15 زیر سلطه امپراتوری بیزانس و سپس عثمانی بود.
یوگسلاوی، آلبانی و بلغارستان و رومانی به نوعی آنارشی رسیدند و به اقتصاد فاسد با رشد لاک پشتی.
روسیه بالای مدار 15 درجه شمالی است و بسیار سرد، مانند کانادا ولی کانادا از امتیاز هم مرزی با آمریکا برخوردار است.
کانادا انگار یک شیلی است که به پهلو خوابیده.
کانادا گویی یک ضمیمه ی جغرافیایی و جمعیتی از آمریکا است.
گویی چند میلیون آمریکایی در کانادا ساکن شده اند.
ولی روسیه یک کشور ارگانیک تر و طبیعی تری است بنگرید به جمعیت مسکو و سن پترزبورگ در شمال 15 درجه عرض جغرافیایی و نیز مناطق گرم و خشک جنوبی.
سرمای بسیار زیاد نوعی زندگی اشتراکی را ایجاب کرده که نوعی سختگیری شدید مذهبی را نیز ایجاد کرده است.
برای فهم استالینیزم، تئوری های مارکسیستی را کنار بگذارید بلکه بیشتر به کلیسای ارتدوکس روسی بنگرید که درباره تمامیت و تمامیت خواهی است.
استالین تحصیلات کلیسایی ارتدوکس داشت تا کشیش شود و خطابه های او نیز همان طنین کلیسایی و کشیشی را داشت.
فهم ریشه ها و روند شکل گیری کمونیسم روسی بدون سطح قابل توجهی از درک جغرافیا و زیست بوم روسیه ممکن نیست.
روسیه یک امپراتوری زمینی است و امپراتوری های زمینی بسیار ناامن اند و همواره احساس ناامنی می کنند به ویژه که همچون روسیه مرزهایشان با کوهستان ها و رودها تعیین نشده باشد و همچون روسیه توسط سوئدی ها و ناپلئون مورد حمله قرار گرفته باشند.
به جای اهریمن پنداشتن پوتین که رسانه ها به ما تحمیل می کنند باید پوتین را یک دیکتاتور عادی روسی دانست که از سوی اروپا احساس ناامنی می کند و منطقا می گوید به یک منطقه حائل بین روسیه و اروپا نیاز دارد.
پوتین نمی خواهد اره برقی جنگ و آتش جنگ با اروپا را روشن کند چنان که نتیجه اش را پس از دیوار برلین دیده ولی یک منطقه میانه رو در مرکز و شرق اروپا لازم دارد تا روسیه را از حملهٔ مستقیم اروپا مصون بدارد چون بسیار از سوی اروپا احساس ناامنی می کند، به ویژه که تاریخ خود را نیز خوب خوانده.
پوتین می گوید به جز حمله نظامی که آخرین گزینه است، تمام قدرت و نفوذ خود را به کار می گیرم تا از بالتیک تا بالکان و قفقاز مناطق حائل بین اروپا و روسیه و متحدان غرب ایجاد کنم که حکومت های غیرمتخاصم داشته باشند و رویکردهای بنیادگرایانه و فاشیستی علیه روسیه در آنها رشد نیابد.
به ویژه که روسیه با چین نیز در رقابت است. اتفاقا موقعیت جغرافیایی چین و روسیه بود که به کیسینجر فرصت داد با کارت چین علیه شوروی بازی کند چون چین مرزهای طولانی غیرمحافظت شده با شوروی داشت.
مرزهای روسیه با کوهستان یا رود خط گذاری نشده، رودهایش در مسیرهای ناخوشایند حرکت می کنند، در روسیه از شرق تا سیبری مرکزی تا سیبری غربی و جدایی بخش اروپایی از آسیایی روسیه را داریم.
اگر شما حاکم روسیه بودید همواره احساس ناامنی می کردید و همواره دنبال فرصت برای تضعیف تهدیدات از غرب بودید حتی اگر یک حکومت منتخب دموکراتیک و مردمی بودید!
به چین بنگریم که زیر مدار 15 درجه است همچون آمریکا. سردترین بخش آن منچوری. گرم ترین آن در جنوب دریای چین هم ارز فلوریدا کیز.
کانالی که در قرن 6 ساخته شد بین دریای ینگ و رودخانه زرد که همچون خط ریل طبیعی بین قاره ای است.
چین در غرب خود در مدارهای مناسب خود در آسیای میانه معادن استراتژیک را دارد.
با یک بیلیون و 2 میلیون جمعیت...
چین به سمت آسیای میانه حرکت می کند با ساختن جاده، ریل قطار، لوله های گاز و..
در سیاست خارجی چین تفاوت تفرقه بینداز و حکومت کن استعمار پیشین با قراردادهای اقتصادی چین در آسیای میانه قابل توجه است.
چین در عمل بسیار بزرگتر از چیزی است که روی نقشه به چشم می ٱید.
اگر یک چینی بومی باشی در شمال خود مغول‌ها را داری، در غرب ترک های مسلمان، در جنوب غربی تبتی ها که همه‌شان از شما نفرت دارند جایی که همه منابع آبی حیاتی هست همراه با انرژی و مواد معدنی. و نیز جزایری در جنوب..
برخلاف مطالب رسانه های غربی با موضوع آزادی و دموکراسی درباره چین، یک سیاستمدار چینی می داند که دموکراسی و آزادی بیشتر فقط آتش جنگ های داخلی قومی را روشن خواهد کرد.
چین در مقیاسی کوچکتر ولی همچون روسیه همچون زندانی از ملت ها است. وقتی درهای زندان‌های درون زندان بزرگ چین باز شود تبت هایی در مقیاس بزرگتر پدید خواهند آمد که هندوستان از آنها می تواند علیه چین استفاده کند.
درباره کشورهای ساختگی خاورمیانه صحبت کردم: سوریه، لیبی، الجزایر، عراق، یمن که نیمی ساختگی و نیمی طبیعی است.
 

و اما ایران! درباره ایران هیچ چیز ساختگی نیست و یک کشور واقعی است. زمانی که سوریه و عراق لرزیدند و لبنان و اردن تحت فشار مشکلات و ناآرامی بودند فقط دو کشور دچار لرزش نشدند: کشور ایران و کشور اسرائیل!
Jewish state and Persian state
ایران نخستین ابرقدرت باستان است با سلسله های بزرگ آن که بر مناطق شرق و غرب خاورمیانه امروز فرمان می راندند.
ایران در تاريخ با یهودیان روابط خوبی داشته اگرچه با عرب ها رابطه خصمانه تری داشته.
ایران در ده ها سال آینده همچنان کشوری پابرجا خواهد ماند اگرچه نمی توانم بگویم عربستان خواهد ماند چون عربستان یک کشور ساختگی است.
کشور عربستان منطبق بر شبه جزیره عربستان نیست اگرچه ایران تبلور فلات ایران است.
این را از جغرافیا نتیجه می گیرم که در آینده روابط آمریکا با ایران همچون رابطه امروز آمریکا با عربستان و ترکیه خواهد شد بر اساس منافع متقابل استراتژیک. این کابوس عربستان است که مشکل آب و 40 درصد بیکاری مردان بالغ را دارد.
ایران و آمریکا چیزهای زیادی برای گفت و گو و همکاری دارند.
چین قدرت خود را به سمت جنوب دریای چین و آسیای میانه گسترش می دهد.
آسیای میانه و جنوبی نیازمند هواپیماهای آمریکایی برای مقابله با چین اند.
ویتنامی ها مفتخر به خودشان اند ولی نیازمند آمریکا برای مقاومت در برابر چین، چون ویتنامی ها میگن ما یک جنگ با آمریکا کردیم ولی 35 جنگ علیه چین داشته ایم.
ویتنامی ها الان دارند ایستگاه های ساحلی و دریایی درست می کنند برای دریافت کشتی های جنگی آمریکایی.
اهمیت جنوب دریای چین برای چین همچون دریای کارائیب برای آمریکا است.
اگر متخصص امور خارجی بودید در پایان قرن نوزدهم باید متخصص کجا می بودید؟ منطقه کارائیب.
دریای کارائیب بزرگ معروف شد به مدیترانه آمریکا.
یورک تاون تا گینه.
کارائیب یک جداکننده نیست بلکه شمال و جنوب آمازون را به هم متصل می کند.
طی دوره روزولت، آمریکا بر نیمکره غربی و شمال آمازون حاکم شد.
جنوب آمازون فقط در دهه های اخیر رشد اقتصادی داشته.
کارائیب کلید تسلط آمریکا بر نیمکره غربی بود.
داستان قرن بیستم داستان کشمکش، مقابله و موازنه ی قدرت در نیمکره غربی با نیمکره شرقی جهان است.
سفر آمریکا برای تبدیل شدن به یک قدرت هژمونیک از کارائیب آغاز شد و پیروزی در جنگهای جهانی اول و دوم و جنگ سرد بسته به تسلط آمریکا بر کارائیب داشت.
چین در پی نفوذ و تسلط در جنوب دریای چین است تا به اقیانوس هند راه یابد تا قدرت برتر دریایی و هوایی در اقیانوس هند و اقیانوس آرام و در جهان شود.
باید دست از این تصورات غلط برداریم که آمریکای جنوبی یا آفریقا اهمیتی به اندازه مناطق مهم دیگر ندارند.
اجازه دهید سخنم را با این مطلب پایان دهم: ما تصور می کنیم که در دنیای اینترنت و سفرهای هوایی، جغرافیا معکوس شده و موضوعیت زیادی ندارد، ولی نه، جغرافیا فقط کلاستروفوبیک شده. در واقع ارتباط بین مناطق جغرافیایی بیشتر شده که باز هم اهمیت جغرافی را بیش از گذشته می کند نه کمتر. به زبان دیگر، جغرافیا بیش از پیش پیچیده و متراکم تر شده.

مترجم: آرش فرهادی

لینک سخنرانی
https://youtu.be/jHBZRNzXHfY?si=AroocgxD3OEICGH2


*این ترجمه به تشویق جناب علی پیروز انجام شده و هدف اصلی انتقال جان کلام و پیام‌ اصلی کاپلان به مخاطبان گرامی بوده است.

**مترجم ترجمه تحت‌الفظی را برای این سخنرانی مهم مناسب نمی‌داند. اصولا هرچه سخن/متن اصلی عمیق‌تر و پیچیده‌تر باشد ترجمه مفهومی بسیار درست‌تر و گویاتر است. 



چگونه تنش‌زدایی بین ایران و اسرائیل ممکن است؟

دعوت از پژوهشگران برای ارائه ایده‌های  تنش‌زدایی  ایران و اسرائیل 🇮🇷🇮🇱 دکتر رامین پرهام (نویسندهٔ مشروطه نوین) چگونه تنش‌زدایی ایران و ...

My Other Blogs