Monday, January 8, 2024

درسهایی از جغرافی - رابرت دی کاپلان

 دکتر رابرت دی کاپلان

(استاد علوم سیاسی، امور بین الملل و مدیریت استراتژیک)

درس هایی از جغرافی (آتلانتیک: انتقام جغرافی: نقشه جغرافی درباره تنش های آینده به ما چه می گوید؟)

سخنرانی در کالج هیلزدیل، 9 سپتامبر 2013

رابرت دی کاپلان:

امروز درباره این موضوع صحبت خواهم کرد که محدودیت های توانایی انسان در دستیابی به اهداف و آرمان هایش چیست؟
اکثر مردم اکثر اوقات درباره اهداف و آرمان هایشان صحبت می کنند. ولی من امروز درباره 50 درصد دیگر صحبت می کنم: مرزها و محدودیت ها.
جغرافی چیزی است که ما را محدود می کند در سطح استراتژیک، نه فقط در سطح زیبایی شناسی.
انسان ها همچون برده های سرنوشتند، زندانیان جغرافیا، که برای رهایی از سرنوشت می جنگند.
بهار عربی درباره دموکراسی نبود درباره انفجار قدرت مرکزی بود.
چرا از تونس آغاز شد؟ تونس نزدیک‌ترین کشور خاورمیانه به اروپا بود.
تونس پیوند جغرافیایی تاریخی با اروپا دارد.
تونس محل تلاقی و ترکیب تمدن ها بود.
بخشی از جهان عرب بود که تا اندازه ای اروپاییزه شده بود.
از نظر تکنولوژی، نهادهای اجتماعی..
مناطق پیشرفته تر بین مدیترانه و گودال ditch بود.. بیرون از آن بی ثمر بود.
خارج از آن بیکاری و فقر و... افزایش می یابد.
یک کشاورز محصول خود را آتش زد.
درک جغرافیا لایه عمیق تری از درک را به ما می دهد.
در مصر.. ارتش تسلیم شد.
در تونس یکی از بحث های مرکزی این است که چه کسی حکومت می کند بر طبق چه ارزش هایی؟
لیبی یک حکومت نرمال و طبیعی نیست.
در شمال لیبی قبایل به سمت تونس گرایش دارند
شمال شرق.. بنغازی همیشه به سوی اسکندریه و نیل گرایش داشته.
در لیبی فقط یک حاکمیت قدرتمند زورگو می تواند نظم و کنترل ایجاد کند.
اطراف تونس، مصر تونس و مراکش همگی از سطوحی از دیکتاتوری برخوردارند، طیفی از دیکتاتوری زورگوی سفت و سخت تا دیکتاتوری مصلح یا لیبرال.
مناطقی همچون سوریه و عراق نیز همواره مستلزم و متحمل سطحی از دیکتاتوری بوده اند.
علویان در شمال غرب، کردها در شمال شرق، دروزی ها در جنوب و سنی ها..
حکومت طی 30 سال زیر سلطه حافظ اسد بود.
بعضی ساکنان را تحت سلطه نگه داشت ولی رشد اجتماعی نداد.
جنگ ایران و عراق. حکومت عراق بسیار زورگو بود.. در عراق کردها و سنی ها و قبایل شیعی داریم بنابراین فقط دیکتاتوری قدرت داشت تا آنها را کنار هم نگه دارد.
یمن.. شاه یمن 50 درصد یمن را زیر سلطه داشت.
پس جغرافی است که حکومت می کند و نوع حکومت را تحمیل می کند.
آمریکا آب بیشتری دارد نسبت به بیشتر نقاط جهان.
در روسیه رودخانه ها از شمال تا جنوب هستند.
در آمریکا.. میسوری.. کوهستان و... منابع طبیعی معادن و انرژی و آب و...
طبیعت و جغرافیا نگاه ما به زندگی و جهان و سیاست را تعیین یا تحمیل می کند.
آلمانی ها.. اروپایی های شمالی فکر می کنند جنوبی ها تنبل و بی عرضه اند.
امپراتوری شارلمانی قرن 9
چرا شارلمانی قوی بود؟ دسترسی به سیستم رودخانه.. خاک عمیق حاصلخیز.. دروازه ای به آتلانتیک و بالتیک.
در هلند جزایر و بندرهای طبیعی مهم اند.
غنای طبیعی و منابع طبیعی در شمال غرب اروپا بیشتر است و نیز تمرکز قدرت بیشتر در این منطقه.
بدترین جای اروپا جنوب شرقی ترین منطقه آن یعنی یونان فرزند دیکتاتوری‌های بیزانس و عثمانی به خاطر جغرافیای آن منطقه است.
تمام حکومت های این منطقه از بیزانس تا عثمانی و... مناطق جنوبی مدیترانه الگوهای اقتصادی خود را آفریدند که الگوهای حکومتی خاص خود را ساختند.
این یک تصور بسیار جاه طلبانه و غیرممکن است که بخواهیم تمام مردمان این مناطق را تحت یک جریان غالب قرار دهیم بدون اینکه همه اینها زیر سلطه یک سیستم/نظام سیاسی باشند برای تعدیلات اقتصادی مثلا زیر نظر یک بانک مرکزی در اروپا.
چنین وضعیتی با ناراحتی ها و ناآرامی های بسیار همراه خواهد بود حتی در مقایسه با دیکتاتوری های تاریخی این منطقه.
وقتی دیوار برلین فرو ریخت بر اساس جغرافیای سرزمین ها به راحتی می شد تقسیمات آینده کشورها طی 20 سال آینده شان را پیش بینی کرد.
لهستان بیشترین رشد و توسعه را می توانست داشته باشد به خاطر میراث روسیه/شوروی.
چکسلواکی دومین رتبه به خاطر سنت های اجتماعی و سیاسی آن است.
در بالکان الگوهای موفقیت اقتصادی کمتر داشتیم که تا قرن 15 زیر سلطه امپراتوری بیزانس و سپس عثمانی بود.
یوگسلاوی، آلبانی و بلغارستان و رومانی به نوعی آنارشی رسیدند و به اقتصاد فاسد با رشد لاک پشتی.
روسیه بالای مدار 15 درجه شمالی است و بسیار سرد، مانند کانادا ولی کانادا از امتیاز هم مرزی با آمریکا برخوردار است.
کانادا انگار یک شیلی است که به پهلو خوابیده.
کانادا گویی یک ضمیمه ی جغرافیایی و جمعیتی از آمریکا است.
گویی چند میلیون آمریکایی در کانادا ساکن شده اند.
ولی روسیه یک کشور ارگانیک تر و طبیعی تری است بنگرید به جمعیت مسکو و سن پترزبورگ در شمال 15 درجه عرض جغرافیایی و نیز مناطق گرم و خشک جنوبی.
سرمای بسیار زیاد نوعی زندگی اشتراکی را ایجاب کرده که نوعی سختگیری شدید مذهبی را نیز ایجاد کرده است.
برای فهم استالینیزم، تئوری های مارکسیستی را کنار بگذارید بلکه بیشتر به کلیسای ارتدوکس روسی بنگرید که درباره تمامیت و تمامیت خواهی است.
استالین تحصیلات کلیسایی ارتدوکس داشت تا کشیش شود و خطابه های او نیز همان طنین کلیسایی و کشیشی را داشت.
فهم ریشه ها و روند شکل گیری کمونیسم روسی بدون سطح قابل توجهی از درک جغرافیا و زیست بوم روسیه ممکن نیست.
روسیه یک امپراتوری زمینی است و امپراتوری های زمینی بسیار ناامن اند و همواره احساس ناامنی می کنند به ویژه که همچون روسیه مرزهایشان با کوهستان ها و رودها تعیین نشده باشد و همچون روسیه توسط سوئدی ها و ناپلئون مورد حمله قرار گرفته باشند.
به جای اهریمن پنداشتن پوتین که رسانه ها به ما تحمیل می کنند باید پوتین را یک دیکتاتور عادی روسی دانست که از سوی اروپا احساس ناامنی می کند و منطقا می گوید به یک منطقه حائل بین روسیه و اروپا نیاز دارد.
پوتین نمی خواهد اره برقی جنگ و آتش جنگ با اروپا را روشن کند چنان که نتیجه اش را پس از دیوار برلین دیده ولی یک منطقه میانه رو در مرکز و شرق اروپا لازم دارد تا روسیه را از حملهٔ مستقیم اروپا مصون بدارد چون بسیار از سوی اروپا احساس ناامنی می کند، به ویژه که تاریخ خود را نیز خوب خوانده.
پوتین می گوید به جز حمله نظامی که آخرین گزینه است، تمام قدرت و نفوذ خود را به کار می گیرم تا از بالتیک تا بالکان و قفقاز مناطق حائل بین اروپا و روسیه و متحدان غرب ایجاد کنم که حکومت های غیرمتخاصم داشته باشند و رویکردهای بنیادگرایانه و فاشیستی علیه روسیه در آنها رشد نیابد.
به ویژه که روسیه با چین نیز در رقابت است. اتفاقا موقعیت جغرافیایی چین و روسیه بود که به کیسینجر فرصت داد با کارت چین علیه شوروی بازی کند چون چین مرزهای طولانی غیرمحافظت شده با شوروی داشت.
مرزهای روسیه با کوهستان یا رود خط گذاری نشده، رودهایش در مسیرهای ناخوشایند حرکت می کنند، در روسیه از شرق تا سیبری مرکزی تا سیبری غربی و جدایی بخش اروپایی از آسیایی روسیه را داریم.
اگر شما حاکم روسیه بودید همواره احساس ناامنی می کردید و همواره دنبال فرصت برای تضعیف تهدیدات از غرب بودید حتی اگر یک حکومت منتخب دموکراتیک و مردمی بودید!
به چین بنگریم که زیر مدار 15 درجه است همچون آمریکا. سردترین بخش آن منچوری. گرم ترین آن در جنوب دریای چین هم ارز فلوریدا کیز.
کانالی که در قرن 6 ساخته شد بین دریای ینگ و رودخانه زرد که همچون خط ریل طبیعی بین قاره ای است.
چین در غرب خود در مدارهای مناسب خود در آسیای میانه معادن استراتژیک را دارد.
با یک بیلیون و 2 میلیون جمعیت...
چین به سمت آسیای میانه حرکت می کند با ساختن جاده، ریل قطار، لوله های گاز و..
در سیاست خارجی چین تفاوت تفرقه بینداز و حکومت کن استعمار پیشین با قراردادهای اقتصادی چین در آسیای میانه قابل توجه است.
چین در عمل بسیار بزرگتر از چیزی است که روی نقشه به چشم می ٱید.
اگر یک چینی بومی باشی در شمال خود مغول‌ها را داری، در غرب ترک های مسلمان، در جنوب غربی تبتی ها که همه‌شان از شما نفرت دارند جایی که همه منابع آبی حیاتی هست همراه با انرژی و مواد معدنی. و نیز جزایری در جنوب..
برخلاف مطالب رسانه های غربی با موضوع آزادی و دموکراسی درباره چین، یک سیاستمدار چینی می داند که دموکراسی و آزادی بیشتر فقط آتش جنگ های داخلی قومی را روشن خواهد کرد.
چین در مقیاسی کوچکتر ولی همچون روسیه همچون زندانی از ملت ها است. وقتی درهای زندان‌های درون زندان بزرگ چین باز شود تبت هایی در مقیاس بزرگتر پدید خواهند آمد که هندوستان از آنها می تواند علیه چین استفاده کند.
درباره کشورهای ساختگی خاورمیانه صحبت کردم: سوریه، لیبی، الجزایر، عراق، یمن که نیمی ساختگی و نیمی طبیعی است.
 

و اما ایران! درباره ایران هیچ چیز ساختگی نیست و یک کشور واقعی است. زمانی که سوریه و عراق لرزیدند و لبنان و اردن تحت فشار مشکلات و ناآرامی بودند فقط دو کشور دچار لرزش نشدند: کشور ایران و کشور اسرائیل!
Jewish state and Persian state
ایران نخستین ابرقدرت باستان است با سلسله های بزرگ آن که بر مناطق شرق و غرب خاورمیانه امروز فرمان می راندند.
ایران در تاريخ با یهودیان روابط خوبی داشته اگرچه با عرب ها رابطه خصمانه تری داشته.
ایران در ده ها سال آینده همچنان کشوری پابرجا خواهد ماند اگرچه نمی توانم بگویم عربستان خواهد ماند چون عربستان یک کشور ساختگی است.
کشور عربستان منطبق بر شبه جزیره عربستان نیست اگرچه ایران تبلور فلات ایران است.
این را از جغرافیا نتیجه می گیرم که در آینده روابط آمریکا با ایران همچون رابطه امروز آمریکا با عربستان و ترکیه خواهد شد بر اساس منافع متقابل استراتژیک. این کابوس عربستان است که مشکل آب و 40 درصد بیکاری مردان بالغ را دارد.
ایران و آمریکا چیزهای زیادی برای گفت و گو و همکاری دارند.
چین قدرت خود را به سمت جنوب دریای چین و آسیای میانه گسترش می دهد.
آسیای میانه و جنوبی نیازمند هواپیماهای آمریکایی برای مقابله با چین اند.
ویتنامی ها مفتخر به خودشان اند ولی نیازمند آمریکا برای مقاومت در برابر چین، چون ویتنامی ها میگن ما یک جنگ با آمریکا کردیم ولی 35 جنگ علیه چین داشته ایم.
ویتنامی ها الان دارند ایستگاه های ساحلی و دریایی درست می کنند برای دریافت کشتی های جنگی آمریکایی.
اهمیت جنوب دریای چین برای چین همچون دریای کارائیب برای آمریکا است.
اگر متخصص امور خارجی بودید در پایان قرن نوزدهم باید متخصص کجا می بودید؟ منطقه کارائیب.
دریای کارائیب بزرگ معروف شد به مدیترانه آمریکا.
یورک تاون تا گینه.
کارائیب یک جداکننده نیست بلکه شمال و جنوب آمازون را به هم متصل می کند.
طی دوره روزولت، آمریکا بر نیمکره غربی و شمال آمازون حاکم شد.
جنوب آمازون فقط در دهه های اخیر رشد اقتصادی داشته.
کارائیب کلید تسلط آمریکا بر نیمکره غربی بود.
داستان قرن بیستم داستان کشمکش، مقابله و موازنه ی قدرت در نیمکره غربی با نیمکره شرقی جهان است.
سفر آمریکا برای تبدیل شدن به یک قدرت هژمونیک از کارائیب آغاز شد و پیروزی در جنگهای جهانی اول و دوم و جنگ سرد بسته به تسلط آمریکا بر کارائیب داشت.
چین در پی نفوذ و تسلط در جنوب دریای چین است تا به اقیانوس هند راه یابد تا قدرت برتر دریایی و هوایی در اقیانوس هند و اقیانوس آرام و در جهان شود.
باید دست از این تصورات غلط برداریم که آمریکای جنوبی یا آفریقا اهمیتی به اندازه مناطق مهم دیگر ندارند.
اجازه دهید سخنم را با این مطلب پایان دهم: ما تصور می کنیم که در دنیای اینترنت و سفرهای هوایی، جغرافیا معکوس شده و موضوعیت زیادی ندارد، ولی نه، جغرافیا فقط کلاستروفوبیک شده. در واقع ارتباط بین مناطق جغرافیایی بیشتر شده که باز هم اهمیت جغرافی را بیش از گذشته می کند نه کمتر. به زبان دیگر، جغرافیا بیش از پیش پیچیده و متراکم تر شده.

مترجم: آرش فرهادی

لینک سخنرانی
https://youtu.be/jHBZRNzXHfY?si=AroocgxD3OEICGH2


*این ترجمه به تشویق جناب علی پیروز انجام شده و هدف اصلی انتقال جان کلام و پیام‌ اصلی کاپلان به مخاطبان گرامی بوده است.

**مترجم ترجمه تحت‌الفظی را برای این سخنرانی مهم مناسب نمی‌داند. اصولا هرچه سخن/متن اصلی عمیق‌تر و پیچیده‌تر باشد ترجمه مفهومی بسیار درست‌تر و گویاتر است. 



چگونه تنش‌زدایی بین ایران و اسرائیل ممکن است؟

دعوت از پژوهشگران برای ارائه ایده‌های  تنش‌زدایی  ایران و اسرائیل 🇮🇷🇮🇱 دکتر رامین پرهام (نویسندهٔ مشروطه نوین) چگونه تنش‌زدایی ایران و ...

My Other Blogs